قسم
من به چشمای پر غمت...زنجیر دور گردنت...به عطری که میزنی و می پیچه تو شهر تنت..به عکس جلد دفترت...به فکری که شبا میآد میگذره از بالا سرت...به موج ناز مژه هات..به تابلوی نقاشیه اتاق مهربونیات..به خودنویس روی میز..به هر کی پیشت باشه عزیز...خلاصشو واست بگم....
به همه کس و به همه چیز..به دیوارای خونتون...دخترای همسایتون...به گلای گلدونتون..به شمعای شمعدونتون....به آدمایی که میآن یه شب میشن مهمونتون........
به گفتن وخندیدنت...به دیدن وندیدنت...به مهربونیت با همه...به عادت بوسیدنت...به ساز گیتار خودت...به عینک آخرین مدت...به هدیه ای که می گیری به خاطر تولدت........
به عکس وبه مجسمه..حتی به عشقی که کمه....به جون هر چی آدمه....من میخوامت یه عالمه....
به آیینه که رو به روته....به بغضی که تو گلوته...به اون چیزی که میدونم قشنگ ترین آرزوته...من به زمین وبه هوا....به مرده ها به زنده ها...به کوچه و خیابونا...من به گلا و پرنده ها...چه دور و چه نزدیک ما...
به اونی که خالقته...حتی به دستای خدا.......دوستت دارم.
+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ ساعت 18:32 توسط $$$تنـــهـــــــــا$$$
|