خبر اورد کلاغه

داری به من علاقه

پیغام دادی واسه من

این رسم اشتیاقه

گفتم الان کجا بود

کلاغه گفت : تو باغه

گفتم بیام سراغت

تا حرفای تو داغه

اومدمو نشستم

پیشت زر یه سایه

با اینکه راست نبودش

قصه این علاقه

یه لحظه خوش بودم من

فدای اون کلاغه