...!!!حیــف عمـــر
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
حیف غصه ای که خوردم،چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزا که کلی ناز چشماتو کشیدم
حیف شوقی که تو گفتی داری اما من ندیدم
حیف حرفهای قشنگی که برای تو نوشتم
حیف رویام که واسه تو از قشنگیاش گذشتم
حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدن تو، تو خواب
حیف با وفاییه من،حیف عشـــق و اعتـــمــــادم
حیفاون دسته گلی که ، توی پاییز به تو دادم
حیف فرصتهای نقرش ، حیف عمرم و دقیقه م
حیف هر چی به تو گفتم ،راس راسی حیف سلیـــقـــم
حیف اشکــایی که ریختم واسه تــو دم سپیـده
حیف احساس طلائیم ، حیف این عشــق و عقیــده
حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود
حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود
حیف جمعه های دلگیـــر،حیف شنبه های رنگـــی
حیف اون روز که نوشتــم ، چشای به این قشنگـی
حیف فکــرایی که کردم واسه جستن بــهــــــونه
حیف عشقی که کسی نیس حالا قدرشو بدونه
حیف اون همه قسم ها که به اســـم تو نخوردم
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیوردم
حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویــا
حیف که تو از راه رسیدی اون و دادمش به دریـــا
حیف چیزی که ندارم ، حیف ذوقـــی که نکردم
حیف گرمـــای دستــم که سپردمش به ســـردی
حیف قلبم که یه روز دادمش دسـتـت امــانــت
حیف اعتمـــــاد اون روز،حیف واژه خیــانـــت
حیف اون همه دعاهــام،واسه ی تو شب یلـــدا
حیف اون چیزی که گم شد، دیگه ام نمی شه پیـــدا
حیف اون شبــی که گفتم پیش تــو کمـه ستـاره
حیف اون حرفــا که گفتــی، گفتــم اشکــــالـــی نـــداره
حیف چشمـــایی که گفتــم به تــو با لبــای خنــدون
حیف آرزوی دیـــــدار، بــا تــو بــودن زیــر بارون
حیف هـر چی که سپردم،حیف هــر چــی که نبــودی
حیــف تکلیــفـــــم بیــــا و روشنــش کــن تـــــو بــه زودی