دوست داشتم برم دوست داشتم برم اون قدر دور که دست هیچ کس بهم نرسه دوست
 
 
داشتم گم بشم و بعد خودم رو پیدا کنم اما بدون یک همراه خیلی سخته من که
 
نتونستم برگشتم
 
 

 
 

من نه خود میروم او مرا میکشد

کاه سرگشته را کهربا میکشد

دست و پا میزنم میرباید سرم

سر رها میکنم دست و پا میکشد